ممنتو

فیلم ممنتو (memento) فیلمی است که روی فقدان حافظه کوتاه مدت تمرکز می‌:ند و پیامی ورای این درونمایه ظاهری دارد. داستان فیلم نوشته جاناتان نولان برادر کریستوفر نولان کارگردان فیلم است. البته داستانی که جاناتان نولان نوشته تفاوتهایی را با فیلمی که بعداً ساخته شد دارد. داستان جاناتان داستانی خطی است که توسط کریستوفر به فرم فیلمنامه‌ای غیر خطی، روایی و با پرشهای متعدد تبدیل شد. فیل شامل دو دسته سکانس سیاه و سفید و رنگی است. سکانس‌های سیاه و سفید از نظر زمانی به فرم طبیعی وقوع حوادث به تصویر کشیده شده‌اند و سکانسهای رنگی به صورت زمانی برعکس نشان داده می‌شوند. در واقع بخشهای رنگی وقایع دنیای بیرون از ذهن لنی (قهرمان فیلم) هستند و سکانسهای سیاه و سفید کلنجارهای درونی او با خودش هستند. به ازای هر سکانس رنگی بلافاصله یک سکانس سیاه و سفید وجود دارد.

2
داستان فیلم:
لئونارد شلبی (لنی) با بازی گای پیرس به دنبال قاتل همسرش و انتقام گرفتن از اوست. به دلیل ضربه‌ای که هنگام درگیری با قاتلین همسرش داشته است، حافظه کوتاه مدت خود را از دست داده است و سعی می‌کند با خالکوبی کردن مطالب مهم یا گرفتن عکس با دوربین پولاروید از صحنه‌های مهم زندگی و نوشتن مطالب مربوط به همان لحظه روی عکس، تا حدودی فقدان حافظه را جبران کند. لنی در متلی اقامت دارد و با یک پلیس مخفی، یک کارمند بار و یک قاچاقچی مواد مخدر آشنا می‌شود که با قرار گرفتن در نقشه ناتالی و تدی (کارمند بار و پلیس مخفی) اقدام به اخراج خلافکاری به نام «داد» و قتل یک قاچاقچی به نام جیمی می‌کند و نهایتاً تصمیم می‌گیرد تدی را هم به قتل برساند. در واقع صحنه قتل تدی سکانس اولیه فیلم است که به صورت معکوس نمایش داده می‌شود.
خلاصه‌ای که از فیلم ذکر شد در واقع مربوط به سکانسهای رنگی داستان واقعی فیلم است. سکانسهای سیاه و سفید فیلم، داستانهای ذهنی لنی است. روایتی توام با عذاب وجدان، اعتراف در ضمیر ناخودآگاه، حرف زدن با خود، حرف زدن با تلفنی که کسی در آن سوی خط وجود ندارد و …

3
بخش مهمی از سکانسهای سیاه و سفید مربوط به زمان فعالیت حرفه‌ای لنی به عنوان مامور شرکت بیمه است. لنی مامور می‌شود در مورد صدمه دیدن «سم» مردی که در اثر تصادف حافظه کوتاه‌مدت خود را از دست داده است، تحقیق کند. او در طول ملاقاتهایش با سم و همسرش به این نتیجه می‌رسد که مشکل او مربوط به تصادف نیست و فقدان حافظه کوتاه مدت دارد. همسر او که به شدت از این موضوع ناراحت است در سکانسی برای آزمایش سم از او می‌خواهد که داروی انسولین به او تزریق کند و این درخواست را در فواصل ۲۰ دقیقه‌ای انجام می‌دهد و سم به دلیل فقدان حافظه این درخواست را چند بار اجرا می‌کند و در نهایت همسر او می‌میرد. کل سکانسهای رنگی و سیاه و سفید، فرافکنی زندگی شخصی لنی است. لنی از فقدان حافظه کوتاه مدت رنج می‌برد و همسر دیابتی خود را دقیقاً به همین روش کشته است.

5

فیلمنامه کاملاً غیرخطی و منقطع فیلم دقیقاً بیانگر شکست در سیستم اعصاب و روان کاراکتر اصلی فیلم است. فیلم به صورت یک پازل در هم ریخته روایت می‌شود که صرفاً یک تصویر و یک جواب ندارد. دستگاه معادلاتی است که دارای جواب منحصر به فردی نیست. مثلاً در آن سکانس که لنی، بطری مشروب در دست، در حمام نشسته و می اندیشد که آن بطری را سر کشیده و مست است و چند دقیقه بعد آشکار می شود که او آن بطری خالی را برای دفاع از خود در دست گرفته است. این فریب‌دادن یکی از شگفت انگیز ترین و اندیشگرانه ترین روشها برای دست انداختن بیننده است.

4
همانطور که گفته شد این فیلم در واقع یک پازل است که به اشکال مختلفی می‌تواند کنار هم چیده شود. داستانی که ذکر شد تنها یکی از تصاویر قابل ایجاد بود. قطعاً استنباطهای دیگری هم از فیلم قابل انجام است.

منابع:

۱٫ مولایی، رضا. روباتهای هزاره سوم: یادداشتی بر فیلم ممنتو. سینما و ادبیات، زمستان ۱۳۹۱٫

۲٫ پوریا، امیر. به یادآور. همشهری ماه، شماره ۶

۳٫ +

اشتراک این مطلب در:

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *