آخرین مطالب

مهران

خیلی رویت حساب می‌کردم. خیلی بیشتر از بقیه. بین همه همکارهایم برایم از همه مهمتر بودی. یکی از دلخوشیهایم برای اینکه صبحها دل از خواب بکنم دیدن تو ...
ادامه مطلب

آسانسور

 ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺳﻤﺖ ﭼﭙﯽ ﺑﻪ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺧﻴﻠﯽ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩ. ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺷﺎﮐﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺳﭙﺎﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ. ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ...
ادامه مطلب

آقا مرتضی

وقتی آقا مرتضی میرداماد را پیچید داخل ولی‌عصر بیشتر به ترافیک خروجی میرداماد فکر می‌کرد تا سوار کردن مسافر. نگاهش افتاد به مسافرهایی که جلوی ساختمان اسکان منتظر ...
ادامه مطلب

کافکا در ساحل

چند روزی بود که داشتم رمان کافکا در ساحل را می‌خواندم. اثر هاروکی موراکامی نویسنده مشهور ژاپنی. اولین باری بود که از ادبیات ژاپن چیزی می‌خواندم. از خواندن ...
ادامه مطلب